به نامش و با امید به یاریش
یه عمری بی دلیل دنبال تو بودم همیشه نگران حال تو بودم تو نفهمیدی منو حتی وقتیکه جای تلخی قهوه، فال تو بودم حرفم این بود می خواستم بهترین باشی واسه طوفان گریه،خوشی بپاشی تو بمونیٌ بمونی ٌ بمونی نری حتی یه لحظه ازم جدا شی توی ترانم هستی اما می دونم نیستی پیشم تا اونو برات بخونم باز بگی عاشقی واسه قصس منم توی قلبت دو روزی مهمونم شب و روز نگرانی، زندگیم این بود دوسٍت داشتم همه دیوونگیم این بود فکر می کردم دل شکستن توو کارت نیست می دونم که تمومه بچگیم این بود گم و گیجم مث گنجیشک پر بسته پر پیچم منم اون جاده ی خسته جاده ای که کنج اون قلب کوچیکش یه پل داشت که اونم دیگه شکسته
دنبال تو