به نامش و با امید به یاریش
به یه چهار چوب نشستم خیره ی خیره / هرچی می گذره دلم بد تر می گیره انگاری صدا میاد صدایی خسته / گریه های بغضی که تازه شکسته نمی دونم که هوا شبه یا روزه / داره بارون میاد هنوز که هنوزه ترانه ها میانٌ میرن روی لب / انگار منٌ دوختن به سیاهیه شب توی چهار چوب می بینم که یه کسی هست / وقتی که می بینمش باز نفسی هست چهار چوب قاب عکسه خندونه همیشه / با من اون حرف می زنه از پشت شیشه ثابته اما نرفته از دل من / هنوزم بهش می گم تویی گل من اگه که رفته چرا پس ثابت مونده / توی عکسش یه لبخند رو لب نشونده نیما.م یه عمری بی دلیل دنبال تو بودم همیشه نگران حال تو بودم تو نفهمیدی منو حتی وقتیکه جای تلخی قهوه، فال تو بودم حرفم این بود می خواستم بهترین باشی واسه طوفان گریه،خوشی بپاشی تو بمونیٌ بمونی ٌ بمونی نری حتی یه لحظه ازم جدا شی توی ترانم هستی اما می دونم نیستی پیشم تا اونو برات بخونم باز بگی عاشقی واسه قصس منم توی قلبت دو روزی مهمونم شب و روز نگرانی، زندگیم این بود دوسٍت داشتم همه دیوونگیم این بود فکر می کردم دل شکستن توو کارت نیست می دونم که تمومه بچگیم این بود گم و گیجم مث گنجیشک پر بسته پر پیچم منم اون جاده ی خسته جاده ای که کنج اون قلب کوچیکش یه پل داشت که اونم دیگه شکسته دلم واسه نوشتنه دوباره توو وبلاگ تنگ شده امیدوارم زمان این اجازه رو بهم بده منتظر باشید......
قاب عکس
دنبال تو
منتظر باشید.....