به نامش و با امید به یاریش
نگام یه دنیا ابره وقــــتی ازم دوری ستاره ی توو شبهام واسم مث نوری اشکام دیگه توو انتظارت پیر شدن از غم و گریه خوب ســـــیر شدن دوست دارن راهی بشن رو گونه هام شاید ببینن سرتو رو شـــــــــونه هام نگام توو چشمات خونه کرده دل من حرفاتُ بهونـــه کرده ساحلم باش که غرق غــــــــم ها شدم بی امید تو حسرت غروب فردا شدم شاید باید برسم به ته قصـــــــــه اونجا که دل می شکنه با غصه اونجا که اخر همه جاده ها بن بسته تو بر میگردی پیشم اما دل شکسته
اشکای پیر
