رفتی و گفتی دیگه پشت سرمو نمی بینم
مگـه مــن عاشق تو نبـــــودم نازنیــــنـم
حالا تــو رو از دور می بینم
بدون تا آخر به پات می شینم
وقـــــت رفتنت گرم هق هق بودم
توی دشت عشقت گل شقایق بودم
زیر بارون بودم که اشکامو ندیدی
دل داده نبودی که حرفامو نفهمیدی
واسه موندنت گذشتم از هر هوسی
کــــه یه وقــــت نشی اسیره قفسی
می خواستم بگم برام مث نفسی
شاید یه روز به منظورم برسی
غروبــــــا بی تو همش بهونه می گیرم
می دونم از بی مهری زمونه می میرم
ولی این...این یادته که نمی ذاره
ابــــرا هم بـی تو دیگه نمی باره
رفتنت بـــرده حـــس عـــاشق شــدن از ســر من
نبودت می آره سردی و سیاهی که نمیشه باور من
گرچه رفت و مرد اون همه احساس
دیـــگه بــــو نـــــداد اون گــــل یاس
ولــــی بـــاز دلم چشم به راهته
چشم من عاشق مهر اون نگاهته
با یــــادت دل مــــن نـفــــس می گیره
با رویای دستات دوباره گریم می گیره
اگه نگاهی به پشـــت سر کنی
نظری به من و دور و بر کنی
می فهمی دوست داشتن چیه!
گل محــــــبت کاشــــتن چیه!
کی میای حـــس کنم شونه هاتو؟
بشینم پاک کنم خیسی گونه هاتو!