تبليغاتX

به نامش و با امید به یاریش (عاشقان عشق (وبلاگ نیما

(عاشقان عشق (وبلاگ نیما
ماهی لب بسته را اندیشه قلاب نیست!

در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هر چه بیشتر اوج بگیری بیشتر کوچک می شوی

نوشته هارو کجا بنویسم؟

                به نام او که همیشگی است

داشتم به این فکرمیکردم که آدم نوشته هاشو کجا بنویسه قشنگه، روی کاغذ خوبه ، روی یه لوح مسی خُب قشنگ ترمیشه ، روی هرچی فکرکنی خوب میشه. یه دفعه دلم معصومانه وخیلی غمگین آهی کشید وگفت:توهمه ی چیزهایی روکه می نویسی داری روی لوح من می نویسی بهش گفتم:مگه تو چقدرجاداری گفت:اندازه ی تمام تنهایی هایی که کشیدم جا دارم.

                                                                      محمد.م

هرکه بد ما به خلق گوید ما سینه او نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم

2 نوشته شده درپنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت23توسطnima |


گلخانه دل

بنامش و همیشه به یادش

رفته بودم درگلخانه ی دل سری بزنم ،واردگلخانه شدم ازهمان ابتدا یکی یکی برچسب های کنارگلدان ها را می خواندم ولحظاتی به گل درون گلدان نگاه می کردم.نام گلها چنین بود:گل آمدن،گل رفتن،گل بودن ،گل شادی و بعضی گلهای نه چندان زیبا مثل:گل نفرت و گل ناراحتی ، درهمین بین دیدم باغبان ها پای یک گلدان هستند و دارند به سرعت و به دقت آنرا محافظت می کنند. جلوتررفتم می خواستم ببینم نام گل چیست؟ برچسب کنارگل را خواندم به خود لریزد نام گل (گل دوست داشتن ) بود،این گل بسیاربسیار زیبا بود اما کمی پژمرده و ناراحت،دیدم پروانه ی تنهایی دارد پای این گل گریه می کند، ازباغبان ها پرسیدم چرا به این گل آب نمی دهید؟ جواب شنیدم که گل به خاطره نداشتن همنفس باید اشک تنهایی به پایش ریخته شود،بعداز لحظاتی سکوت تلخ به بیرون رفتم. رفتم و با اجازه گرفتن از صاحب گلخانه ی کناری که گلخانه ی یکی ازدوستان بود وارد شدم ،بعداز چند قدم سراغ باغبان گرفتم گفت: گلخانه ی دل من باغبان ندارد و بدون سوأل کردن جلوترفتم و بعداز دیدن گلها متوجه شدم که این گلها مصنوعی هستند و به مواظبت احتیاج ندارند و آن لحظه بود که به گلخانه ی دلم افتخار کردم و فهمیدم بعضی دوست داشتن ها،بودنها و... مصنوعی است و فقط به ظاهر قشنگه.و دوان دوان برگشتم و (گل دوست داشتن) ا برای صدمین بار دوباره بویدم.

محمد.م

Lov31

2 نوشته شده درسه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت22توسطnima |


تولد

سلام ای عاشق عشق!!

عاشقان عشق هم ۱ ساله شد!!

درسته یک سال گذشت!دیدی چه زود٬بعضی وقتا غمگین بودی و بعضی وقتا شاد بودی٬بعضی وقتا دوست داشتی زود بگذره بعضی وقتا دوست داشتی لحظه ها ثابت بمونه!!

در هر صورت یک سال گذشت و یک سال تو پخته تر شدی با اینکه یک سال از عمرت گذشت!

کمال تشکر از تو دارم ای عاشق عشق که با حضور گرم و با عشقت به این کلبه ی سرد و تاریک ما ٬شادی و به این سینه پر از بی آرزویی ما آوردی!!

ای عاشق عشق همیشه عاشق و سبز بمونی تا ما رو از گرمی وجودت بی نصیب نذاری!

این گل سرخ هم که تو کویر خشکیده دل ماست تقدیم به تو که منو تنها نذاشتی!

ا سالگی وبلاگ مبارک

از طرف محمد و

مدیریت وبلاگ عاشقان عشق(نیما)

2 نوشته شده درچهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت0توسطnima |


خیابونای غم زده

می تونستی مال من باشی

پرواز بال من بــــــــاشی

بیایی و بمونی تا آخر دنیا

برای من نشـی عابر رویا

کاشکی نمی رفتـی آروم و آهسته

دل نمی کندی از این عاشق خسته

رنگ غروبم به سرخی عقیقه

تنهایی بـــا مــن همیشه رفـیقه

همه روزام شده پاییزی دلگیر

دیگه شدم از این بازی دلسیر

دلـــم هوس بـــارون کـــرده

هوس خیسی و خیابون کرده

همون خیـــابونای غــم زده

همون شبونه های ماتم زده

تو رو خدا منو ببخش

که گونه هامو نم زده

 

2 نوشته شده دردوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت0توسطnima |


فرقی نداره

بود و نبودت دیگه فرقی نداره

چشات دیگه برام برقی نداره

با احساسم نباید می کردی بازی

دیدی بالاخره تو باختی تو بازی

عشق من که هوس نبود

با من دلت بی کس نبود

چرا من شدم بازیچه دستات

چرا من شدم عاشقه چشمات

تو خودم صد بار شکستم

هنوز چشم به راهت نشستم

2 نوشته شده درپنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت0توسطnima |


اهنگ بلاگ

*
*
*
*

این قالب مال خودمه

<