تبليغاتX

به نامش و با امید به یاریش (عاشقان عشق (وبلاگ نیما

(عاشقان عشق (وبلاگ نیما
ماهی لب بسته را اندیشه قلاب نیست!

در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هر چه بیشتر اوج بگیری بیشتر کوچک می شوی

هر کس شکست و رفت...

هر کس شکست و از من گذشت

رفت و باخت ولی بازم بر گشت

هر کس تیکه های دلمو برد و فروخت

رفت و باخت ولی بازم بی من سوخت

با اینکه من و غرورمو شکستن

ولی برگشتن و تیکه هارو دوختن

برام شکستن و از پیشم رفتن

ولی بازم از دلشون ازمن گفتن

 

2 نوشته شده دریکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت18توسطnima |


باید باور کنی

همیشه همینطور است
یکی می ماند
تا روزها و گریه را حساب کند
یکی می رود
تا در قلبت بماند تا ابد
اشک هایت را پشت پایش بریزی
رسم رویاها همین است
که تنها بمانی با اندوه خویش
روزها و گریه ها را
به آسمان خالی ات سنجاق کنی
باید باور کنی که بر نمی گردد
که بگویی چقدر شب ها سر بی شام گذاشته ای
تا بتوانی هر صبح
با یک شاخه گل ارزان
منتظرش بمانی

2 نوشته شده درسه شنبه نهم خرداد 1385ساعت21توسطnima |


رها کن این تن منو
آخه چه جور دلت اومد
تنهام بذاری و بری
آخه مگه حرفی زدم
 زخم زبونی من زدم
آره همه اش بهونه بود
 مسئله یار دیگه بود
دلت هوایی شده بود
 کارم از کار گذشته بود
برو با یارت عزیزم !!
رها کن این تن منو
الهی صد سال بشه!!
عشق قشنگت عزیزم
 
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری
که مثل من اسیر بشه
آواره از خونه بشه
من یه قول بهت میدم
یک روز فراموشت کنم
قلبمو سنگیش بکنم
عشقتوخاکستر کنم
اگه یه روز خواستی گلم
کسی رو نفرینش کنی
بگو مثل من بشه
زجر جدایی بکشه
 
 
برو با یارت عزیزم !!
 رها کن این تن منو
الهی صد سال بشه!!
عشق قشنگت عزیزم
رها کن این تن منو
 رها کن این تن منو
2 نوشته شده درسه شنبه دوم خرداد 1385ساعت23توسطnima |


هفت بار
هفت بار روح خويش را تحقير كردم  
اولين بار زماني بود که براي رسيدن به بلندمرتبگي خود را فروتن نشان مي داد
دومين بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها مي لنگيد
سومين بار آن زمان که در انتخاب خويش بين آسان و سخت آسان را برگزيد
چهارمين بار وقتي مرتکب گناهي شدبه خويش تسلي داد که ديگران هم گناه مي کنند
پنجمين بارآنگاه که به دليل ضعف و ناتواني از کاري سر باز زد و صبر را حمل بر قدرت و توانايي اش دانست
ششمين بار که چهره اي زشت را تحقير کرد درحاليکه ندانست آن چهره يکي از نقاب هاي خودش است
و هفتمين بار وقتي که زبان به مدح و ستايش گشود و انگاشت که فضيلت است
2 نوشته شده درسه شنبه دوم خرداد 1385ساعت22توسطnima |


اهنگ بلاگ

*
*
*
*

این قالب مال خودمه

<