تبليغاتX

به نامش و با امید به یاریش (عاشقان عشق (وبلاگ نیما

(عاشقان عشق (وبلاگ نیما
ماهی لب بسته را اندیشه قلاب نیست!

در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هر چه بیشتر اوج بگیری بیشتر کوچک می شوی

ای هر چی آدم نامرده
گریه هایم عجیب نیست.حالم گرفته است

با تو میشد پلی از...........آه دست از سرم بردار

حالم از آرزوهای محالم گرفته است

2 نوشته شده درجمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت2توسطnima |


جوک ها ها ها؟!؟!؟!؟!اه اه اه اه
تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!

 

از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!

 

 

تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

 

 

تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟ تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم!

 

 

تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!

تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!

 

 

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

 

تركه ميميره، باباش رضايت نميده!

 

 

از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!

 

 

تركه ميگوزه، دنبال پوكش مي‌گرده!

 

ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

 

به تركه ميگن: بچه كجائي؟  ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!

 

 

تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز!

 

 

به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم!

 

 

 

تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

 

 

تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

 

ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!

 

 

تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

 

 

تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده با خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعه‌اي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهارمش به ما بده!

 

 

 

پرچم عربستان رو به تركه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ تركه يوخده فكر ميكنه، ميگه: پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! تركه ميگه: ايلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا!

 

 

 تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!

 

 

 

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

 

 

 

يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!

 

 

 

 از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

 

 

 

سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

 

 

 

تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

 

 

 

 تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

 

 

 

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي!

 

 

يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

 

 

سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

 

 

تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!

 

 

 

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

 

 

يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي‌كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره: يك...دو...سه...چهار...پنج....  دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج.....  دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي

 

 

 

تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!

 

 

تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

 

 

تركه ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

 

 

تركه  با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن!... البته از خنده!

 

 

تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه

 

 

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!

 

 

 تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

 

 

تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

 

 

 

زنِ تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

 

 

بچه: بابا, هواپيماي به اين بزرگي رو چطور مي دزدند؟ - پدر: اول صبر مي كنند بره بالا, كوچيك كه شد بعد مي دزدنش!!!

 

تهیه از سایت :http://mamadenrico.blogfa.com/

 

 

 

2 نوشته شده درپنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت0توسطnima |


قرص اکس

آیا تا بحال نام اکستاسی را شنیده اید؟ آیا تا به حال در میهمانیهائی موسوم به اکس پارتی شرکت کرده اید؟ احتمالاً در بین دوستان شما کسانی هستند که اسم این ماده را شنیده اند یا آنرا مصرف کرده اند ؟! اکستاسی در قالب قرص های شادی بخش به طاعون خفتۀ عصر ما تبدیل می شود.
ایدۀ ابتدائی نوشتار این مطالب نگرانی جمعی از دانشجویان پزشکی است که با توجه به شیوع مصرف این ماده در بین جوانان بر آن شدند تا تحقیقی جامع در این زمینه از بررسی عوارض مصرف تا بررسی میزان مصرف انجام دهند. آنچه در این نوشتار مشاهده می کنید نتیجۀ تحقیقات این جمع است که به منظور اطلاع رسانی عمومی خدمتتان عرضه می شود.

● آیا می دانید در صورت دستگیری فرد مصرف کننده یا توزیع کننده قرصهای اکس این فرد به دادگاه انقلاب ارجاع می شود و در این موارد حکم تعزیری صادر می شود ؟

E Pictures
بازگشت به ابتدای صفحه

اکستاسی چیست ؟
تركيب MDMA یا 3 و 4 متيلن دی اكسی مت امفتامين كه به نامهای اكستاسی، اكستازی، XTC ، E (ای) ،X (اکس) هم معروف است. در ايران به نام قرص شادی هم شناخته می‌شود. اين ماده در 1914 در آلمان به عنوان كم كننده اشتها مورد استفاده قرار گرفت كه به علت اثرات آن از رده مصرف خارج شد. در دهه 70 ميلادی اين دارو كاربرد مجدد يافت و در روان درمانی برای كمك به بيان احساسات بيماران استفاده شد كه در 1984 با اثبات اثرات آن روی مغز حیوانات آزمايشگاهی، از رده خارج شد. در 1985 در آمريكا، مصرف آن ممنوع اعلام شد. در سالهای اخير مصرف آن در آمريكا، در پارتی‌های شبانه موسوم به Raves به شدت افزايش يافته است كه باعث نگرانی دولت امريكا شده است. در دوره زمانی خاصی در اروپا، مصرف اين مواد انرژی زا و شادی‌بخش براي كاهش مصرف ساير مواد مخدر مثل هروئين تشويق شده است بطوری كه مصرف آن در اروپا در 1995 از 500 هزار قرص در سال به 30 ميليون قرص در دو سال بعد رسيده است.
2 درصد مردم امريكا حداقل يكبار اين تركيب را مصرف كرده‌اند. حداقل یازده و هفت دهم درصد دانش‌اموزان كلاس آخر دبيرستان در آمريكا يكبار “اكس” مصرف كرده‌اند مصرف اين قرصها در ايران به خصوص در يكسال اخير در پارتی‌های شبانه به شدت افزايش يافته است. جوانان تحصيل كرده و مرفه مصرفكنندگان اصلی اين داروها هستند. لازم است عموم مردم و پزشكان با اثرات سوء مصرف اين دارو آشنا شوند ميزان مراجعه به اورژانس‌ها در امريكا در اثر سوء مصرف اين دارو به شدت افزايش يافته است. (از 1143 مورد در 1998 به 4511 مورد در سال 2000)
همچنانكه ذكر خواهد شد مشكل اصلی در مصرف اين مواد عوارض مزمن آن می‌باشد. عوارض حاد مصرف بيشتر در مرتبه اول مصرف و در صورت تداخل با بعضی داروهای ضدافسردگی پيش می‌آيد.
بازگشت به ابتدای صفحه

ترکیب شیمیائی
3 , 4 MethylendioxyMethAmphetamine یا N, Alpha, DiMethyl 1,3 Benzodiazoxide 5 Ethamine با فرمول C11H15N2O که بنامهای MDMA یا اکستاسی معروف است.

3d MDMA

بازگشت به ابتدای صفحه

اشکال رایج داروئی
دارو در امريكا بصورت قرصهای خوراكی و جويدنی، كپسول و مواد تدخينی و تزريقی موجود است. قيمت هر قرص بين 10 تا 30 دلار است در ايران قيمت قرص بين 4 تا 20 هزار تومان (متوسط 10 هزار تومان) است كه با ماركهای مرسدس بنز و ميستوبيشی، $ ، KO ، صليب، موجود است و به علت قابليت ساخت آن كه براحتی انجام می‌شود در لابراتورهای داخلی هم ساخته می‌شود كه خطر وجود مواد اضافی در آن و عوارض آن است. هر قرص خوراكی حاوی 80 تا 160 میلیگرم MDMA است. پس از بلعيدن اثرات قرص پس از 20 تا 90 دقيقه بعد ظاهر شده و حدود 2 تا 3 ساعت اثرات آن در يك حد حفظ شده و بعد افت می کند و از 3 تا 24 ساعت اثرات آن باقیست.

E Drug Forms

بازگشت به ابتدای صفحه

اپیدمیولوژی
میزان مصرف این قرص‌ها در آمریكا به شدت میان جوانان و نوجوانان در حال افزایش است طبق آخرین آمار تعداد كسانی كه برای حداقل یكبار از این ماده استفاده كرده‌اند بین دانش‌آموزان كلاس آخر دبیرستان در آمریکا از نه درصد به دوازده درصد افزایش یافته است.
دو درصد از کل حمعیت ایالات متحده حداقل یکبار اکستاسی مصرف کرده اند.

USA Epid.
بازگشت به ابتدای صفحه

نحوۀ اثر در مغز
آمین‌های مغز – بویژه نوراپی نفرین و سرتونین نوروترانسیمترهای مسیرهایی هستند كه كارشان بروز خلق است. با توجه به فرضیه آمینی، كاهش عملكرد این آمین‌ها باعث افسردگی خواهد شد و افزایش فعالیت‌ آنها باعث بالا رفتن خلق می‌شود.
MDMA از طرقی كه ذكر خواهد شد باعث افزایش خلق و احساس نشاط می‌شود.

فرضیه تاثیر MDMA (اکستاسی) بر مغز:
1 - افزایش آزادسازی سروتونین در سیناپس‌های مغزی
2 - بلوك بازجذب سروتونین
3 - افت میزان سروتونین مغز
4 - اثرات غیرمستقیم بر میزان دوپاین مغز

MDMA Brain Effects


سلول مغزی طبیعی سلول مغزی تحت تاثیر اکستاسی
Normal Brain Brain, MDMA Effect
بازگشت به ابتدای صفحه

عوارض پس از مصرف اكستاسی:

●● اثرات مثبت:
● افزايش شديد احساس خوب بودن در فرد
● افزايش انرژی در فرد
● احساس تمايل برای ارتباط با ديگران و احساس تعلق و نزديكی به ديگران
● احساس عشق و سرخوشي
● دست و دلبازی
● افزايش هوشياری و درك موسيقی
● افزايش حسهای بویايی و چشايی
● احساس تجربيات و حالات روحی جديد در زندگی
● احساس روشنايی
● تمايل براي آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران
● به علت افزايش انرژی در افراد مصرف كنندگان تمايل برای فعاليت شديد و رقصهای طولانی دارند.
● يك تجربه: الكساندر شوگيلين بيوشيميت آمريكايی كه برای اولين بار روی عوارض اين دارو كار می‌كرد پس از يكبار مصرف اكستاسی مينويسد كوهی كه نزديك منزلم بود و هر روز آنرا می‌ديدم پس از مصرف اكستاسی طوری به نظرم می‌آمد كه دوست داشتم ساعتها آنرا تماشا كنم؟!

●● اثرات منفی:
● كاهش اشتها
● تغييرات بينايی
● گشاد شدن مردمكها (ميدرياز) افراد مصرف كننده در محل‌های مصرف مثل پارتی‌ها با وجود كم بودن نور مجبور به استفاده از عینكهای آفتابی در شب هستند كه علت آن تحريك‌پذيری با نور است.
● حركات غيرطبيعی چشم (نيستاگموس)
● توهم بينايی (هالوسيناسيون)
● افزايش ضربان قلب و فشار خون (تاكی‌كاردی و هيپرتانسيون)
● تغيير در نظم حفظ دمای بدن
● فك زدنهای طولانی (افراد مصرف كننده برای جلوگیری از حالت قفل شدن فك مجبور به مصرف آدامس هستند، تا ساعتها پس از مصرف این حالت فك زدنهای غير طبيعی موجود است).
● لرزيدن، عصبی شدن، عدم تمایل برای استراحت
● تمايل شديد برای مصرف مجدد اين ماده پس از افت تاثير اوليه

●● اثرات منفی شديد:
● اثرات شديد احساسی، اختلال خواب، كابوسهای شبانه حملات ناگهانی اضطراب (Panic Attack)، ديوانگي (Psychosis)
● انقباض شديد فك و پارگی زبان در اثر فك زدنهای طولانی (Trisma){در صورت بروز این حالت باید از آمپول دیازپام و یا قرصهای خوراکی آن استفاده کرد.
● عدم تمركز، فراموشی، اختلال در يادگيری (Confusion)
● افزايش دمای بدن و كاهش آب بدن (در پارتی‌هايی كه اين دارو مصرف می‌شود افراد مجبور به مصرف آب فراوان و مكرر هستند و اين مساله خطرات خاص خود را به دنبال دارد).
● اختلال در مكانيسم نعوظ و نرسيدن به اوج لذت جنسی (ارگاسم)
● تهوع و استفراغ
● كاهش سديم خون در اثر مصرف زياد مايعات (هيپوناترمی)
● سردرد و سرگيجه و تشنج
● آنمی آپلاستیک (سرکوب شدید خونسازی مغز استخوان)
● افت شديد خلق در روزهای پس از مصرف
● خستگی و افسردگی شديد تا يك هفته پس از مصرف
● احتمال اعتياد جسمی كم است ولی احتمال اعتياد روانی بسيار زياد است.
● احتمال سميت كبدی
● صدمه به اعصاب مغزی
● بزرگ شدن پستان در آقايان (ژنيكوماستی)
● احتباس ادراری (Retension)
● تخریب عضلات مخطط (رابدومیولیز) که در نتیجۀ افزایش دمای بدن رخ می دهد و می تواند بعلت رسوب مواد حاصل از این تخریب در کلیه باعث آسیب به این ارگان شود.
● ميزان بروز مرگ در اثر مصرف اكستاسی 2 در 100000 مصرف كننده است.
●● دختران جوان بعلت اثرات هورمونهای جنسی زنانه، در صورت مصرف اكستاسی در معرض خطر بيشتری برای ابتلا به افت سديم خون و بدنبال آن تشنج هستند. (ميزان بروز SIADH در ارتباط با استروژن خون افزايش می‌يابد).

●● موارد منع مصرف:
با توجه به اثرات اكستاسی در افزايش فشار خون و تعداد نبض و با توجه به اينكه گروهی از مردم پاسخ و واكنش بيشتری نسبت به اين ماده نشان می‌دهند افراد با سابقه فشار خون بالا، مشكلات قلبی (اختلالات ضربان قلب و…) يا افراد با سابقه سكته قلبی نبايد از اين ماده استفاده كنند. افراد با سابقه مشكل كبدی و كليوی نيز منع مصرف قطعی دارند.
كسانی كه از داروهای ضد افسردگی مثل فنلزين، ترانيل سيپرومين و ضد افسردگی‌هايی مثل پروزاك و زولوفت (Zoloft) هم استفاده می‌كنند به هيچ‌وجه نبايد از اكستاسی استفاده كننده موارد مرگ ناشی از مصرف همزمان اين داروها با اكستاسی گزارش شده است.
علائم مسموميت با اكستاسی (مربوط به بالا رفتن بيش از حد غلظت دارو در خون) به شكل افزايش شديد ضربان قلب، فشارخون، خستگی، گرفتگی عضلانی یا حملات حاد ترس (Panic Attack) می‌باشد. در صورت بروز علائم فوق شخص بايد فعاليت را كنار گذاشته، بنشيند و مايعات (آب و آب ميوه) به ميزان كافی مصرف كند. در صورت بروز علائم مثل تشنج، كاهش سطح هوشياری و … هرچه سريعتر به مراكز درمانی مراجعه شود. در صورت مصرف همزمان قرص‌های اكستاسی با الكل عوارض ناشی از دهيدراتاسيون و كاهش آب بدن تشديد می‌‌شود و در عين حال عوارض اكستاسی بر خلق كاهش می‌يابد

●● نتایج آخرین تحقیقات:
در يك بررسی انجام شده یا كمك اسكن(PET (Positron Emission Tomography كه روی 2 گروه 14 نفری از مصرف كنندگان اكستاسی (حداقل 3 هفته مصرف) كه هيچ داروي روان‌گردان دیگري مصرف نكرده‌اند و 15 نفر كه هيچ دارويی مصرف نمی‌كنند نشان داده شد كه ميزان سروتونين در مغز بشدت كاهش يافته است و سلولهای عصبی حاوی سروتونين آسيب ديده‌اند. لازم به ذكر است كه افراد مورد مطالعه از لحاظ سن و تعداد زن و مرد مشابه بوده‌اند.

Brain Scan Top

Brain Scan Bottom

توضيح شكل:شكل بالا نشان دهنده اسكن مغز يك فرد عادی است كه اكستاسی مصرف نمی‌كند ولی اسكن پائين مربوط به مغز يك فرد مصرف كننده اكستاسی است. نقاط سياه رنگ در عكس پائين نشان دهنده آسيب مغزی ناشی از مصرف مزمن اكستاسی است.

●●  در مقاله ای که در مجله نوروساینس در 15 ژوئن 1999 به چاپ رسید، نتایج یك تحقیق بر روی میمونها به چاپ رسید. در بررسی این میمونها كه برای مدت 4 روز و روزی 2 بار قرص Ecstasy محلول در مایعی را مصرف كرده بودند و میمونهای كه فقط همین مایع را استفاده كرده بودند و پس از 7 سال كالبد شكافی شده بودند مشاهده شد كه تغییراتی در سلولهای سروتونینی مغز ایجاد شده است كه در لوب فرونتال و نواحی مربوط به فكر كردن، ناحیه هیپوكامپ و نقاط عمقی مغز مربوط به حافظه بوده است. پس مشاهده می‌شود كه مصرف اكستاسی در دراز مدت باعث ایجاد اختلال در قوه تفكر و حافظه و قابلیت یادگیری در فرد می‌شود. در تحقیقی دیگر مشاهده شد كه پس از مصرف دارو، میزان سروتونین در مغز به میزان بیست تا شصت درصد كاهش می‌یابد و مشاهده شد كه اثرات مخرب مغزی غیرقابل بازگشت است و تغییراتی در نورونهای دوپامینرژیك مشاهده شد.
بازگشت به ابتدای صفحه

درمان
برای درمان اعتياد به اين ماده به روان درمانی و كار سخت گروهی نياز است. هيچ پادزهر (آنتی‌دوتی) برای مسموميت با اكستاسی وجود ندارد. در صورت بروز علائمی مثل تب شديد، تشنج و تغييرات ضربان قلب (تاكی‌ آريتمی)، درمان علامتی است. از تركيبات ضد افسردگی و آنتی‌سايكوتيك برای درمان عوارض در روزهای پس از مصرف استفاده می‌شود.
بازگشت به ابتدای صفحه

حشیش

حشيش چيست؟
تركيب سبز، قهوه‌اي يا خاكستري مشتق از برگ، دانه، ريشه و گل گياه شاهدانه است كه بنام‌هاي حشيش، ماري جوانا، علف (grass) ، علف هرز(weed)، مري جين (Mary Jane)، جام (و Pot، بنگ، گانجا، شاهدانه و... )هم معروف است. اين ماده رايج‌ترين ماده غيرقانوني مورد مصرف در جهان سال است. از هزاران سال پيش مي‌دانستند كه حشيش اثرات نشئه‌آور دارد. هردوت مورخ يوناني (قرن پنجم قبل از ميلاد) قبيلة چادرنشيني را توصيف كرده است كه دانه‌هاي شاهدانه را روي منقل سرخ كرده و با سردادن هلهله شادي از چادر خارج مي‌شدند. حشيش نام مختصر بوته شاهدانه است تمام اجزاء اين گياه خاصيت روانگردان دارد كه از بين آنها -Δ 9 - تترا هيدروكانابينول (THC -9 Δ -) فراوانتر از همه است. قوي‌ترين انواع حشيش از سرشاخه‌هاي گلدار گياه يا از ترشح رزيني قهوه‌اي مايل به سياه خشك شده برگه‌هاي آن كه hash يا hashish ناميده مي‌شود بدست مي‌آيد. بوته شاهدانه را معمولاً مي‌برند، خشك مي‌كنند و خرد كرده و داخل سيگار (كه معمولاً سيگاري يا joint ناميده مي‌شود) ريخته و آن را دود مي‌كنند. در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم اثرات ضد درد، ضد تشنج و خواب آور حشيش شناسايي شده بود. در دهه چهارم قرن بيستم اين ماده جزو سيستم دارويي آمريكا بحساب مي‌آمد. بيش از 400 ماده شيميايي در گياه حشيش وجود دارد كه 60درصد آنها از لحاظ شيميايي با ΔTHC9- در ارتباط است.
بازگشت به ابتدای صفحه

حشيش چگونه مصرف مي‌شود؟
حشيش بصورت سيگار تدخين مي‌شود كه به آن سيگاري، joint و ناخن (nail) هم مي‌گويند. با تدخين حشيش اثرات نشنة آور آن ظرف چند دقيقه ظاهر شده و حدود 30 دقيقه بعد به اوج مي‌رسد و 2 تا 4 ساعت دوام مي‌يابد. برخي اثرات حركتي و شناختي 5 تا 12 ساعت طول مي‌كشد.
بازگشت به ابتدای صفحه

ميزان مصرف چقدر است؟
يك پنجم دانش‌آموزان كلاس دهم در آمريكا و يك چهارم دانش‌آموزان كلاس آخر دبيرستان در اين كشور مصرف كنندگان اخير اين ماده هستند يعني در يك ماه قبل حداقل يكبار اين ماده را مصرف كرده‌اند.

از سال 1992 مصرف حشيش در بين نوجوانان و جوانان آمريكايي دو برابر شده است. در سال 1995 تقريباً 77درصد مصرف كنندگان داروهاي غيرقانوني، حشيش مصرف مي‌كرده‌اند.

علل زيادي بر گرايش جوانان به مصرف اين ماده نقش دارند، عده زيادي از جوانان بخاطر تاثير مصرف اين ماده توسط پدر، مادر، برادر و خواهران خود به اين ماده آن را مصرف مي‌كنند و عده‌اي علت گرايش خود به حشيش را تمايل خود براي فرار از مشكلات ذكر مي‌كنند.
بازگشت به ابتدای صفحه

عوارض حاصل از مصرف چيست؟
ميزان اثرات اين ماده بر افراد به فاكتورهاي زير بستگي دارد:

1- تجربيات قبلي فرد با مصرف اين دارو
2- ميزان ماده THC در سيگار
3- انتظارات فرد از نحوه ايجاد عوارض
4- محل مصرف آن
5- همراهي مصرف حشيش با مصرف ساير مواد مثل الكل و ...

بعضي افراد ذكر مي‌كنند كه پس از تدخين حشيش (ماري جوانا) هيچ احساسي ندارند و بعضي احساس سبكي و سرخوشي مي‌كنند. بعضي افراد دچار افزايش اشتهاي شديد و تشنگي شديد مي‌شوند. در صورت مصرف ميزان زياد ماري‌جوانا، فرد مصرف كننده دچار اضطراب و افكار پارانوئيد مي‌شوند.
بازگشت به ابتدای صفحه

شايعترين اثرات پس از مصرف حشيش عبارتند از:
1- اتساع عروق خوني ملتحمه چشم (قرمزي چشم)
2- افزايش ضربان قلب (تاكي كاردي خفيف)
3- افت فشار خون وضعيتي در دوزهاي بالاي مصرف
4- افزايش اشتها كه اشتهاي گاوي ناميده مي‌شود.
5- خشكي دهان
6- حملات حاد اضطراب
بازگشت به ابتدای صفحه

عوارض كوتاه مدت مصرف:
1- اختلالات حافظه و يادگيري
2- اختلال در حواس بينائي، شنوايي و لامسه
مسموميت با حشيش اغلب حساسيت فرد مصرف كننده را نسبت به محرك‌هاي بيروني بالا مي‌برد و جزئيات تازه‌اي را آشكار مي‌كند. فرد رنگ‌ها را غني‌تر و عميق‌تر از گذشته حس مي‌كند.
3- اختلال درك زمان و مكان
4- اختلال در قدرت تجزيه و تحليل مغز
5- اختلال تعادل و مهارت‌هاي حركتي: بعلت اختلال در مهارت‌هاي حركتي، افراد مصرف كننده تا 12 ساعت پس از مصرف نبايد رانندگي كنند.
اختلال خواب و فعاليت جنسي كه از چند روز تا چند هفته پس از مصرف از بين مي‌رود.
بازگشت به ابتدای صفحه

عوارض بلند مدت مصرف:
1- آتروفي (تحليل) بافت مغزي
2- استعداد تشنج
3- آسيب ژنتيكي كه فرزندان فرد را مبتلا به ناهنجاريهاي مادرزادي مي‌كنند.
4- اختلال فعاليت ايمني بدن
5- تغيير غلظت هورمونهاي جنسي مردانه و زنانه (بي‌نظمي قاعدگي)
6- اختلالات اضطرابي- توهم- هذيان و ديوانگي
[در افراد با زمينه قبلي احتمالي رخداد آنها بيشتر است].
7- استعداد ابتلا به سرطان ريه كه بعلت وجود هيدروكربنهاي سرطان‌زا در دود سيگار مي‌باشد.
8- فقدان انگيزه در فرد براي استمرار كارهاي روزمره بطوريكه فرد مصرف كننده فاقد نيرو، بي‌حال و ظاهراً‌ تنبل است.
در افرادي كه حشيش مصرف مي‌كنند، استعداد اعتياد به ساير مواد روان‌گردان بيشتر است.
بازگشت به ابتدای صفحه

نشانه‌هاي ناشي از ترك:
وابستگي به حشيش رواني و غيرجسمي است. نشانه‌هاي ناشي از ترك در معتادين محدود به افزايش تحريك‌پذيري، بي‌قراري، بي‌خوابي، بي‌اشتهايي و تهوع خفيف است و همه اين نشانه‌ها هنگامي بروز مي‌كنند كه شخص بطور ناگهاني مصرف مقادير زياد حشيش را قطع كند.
بازگشت به ابتدای صفحه

درمان اعتياد:
شامل پرهيز از مصرف و حمايت رواني فرد مي‌باشد.از داروهاي ضد اضطراب و ضدافسردگي نيز استفاده مي‌شود.

كاربرد درمانی حشيش:در درمان بي‌اشتهايي افراد مبتلا به ايدز، تهوع شديد ناشي از درمان با داروهاي شيمي درماني و درمان ميگرن استفاده مي‌شود.
بازگشت به ابتدای صفحه

تهیه شده از سایت:

http://www.mamadenrico.blogfa.com/

2 نوشته شده درپنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت0توسطnima |


پسر عاشق
    سلام به تمام دوستای خودم

   ابنم یه اقا پسر  داره با دوست دختر ش چت میکنه

اما مثل اینکه دوست دخترش جوابش کرده

2 نوشته شده درپنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت0توسطnima |


علیرضا معتمدی

 و خدا زن را آفرید.

                        زن گفت: من شبیه به هیچ کس نیستم

                                                         مرا تعظیم کنید.

                        و خدا خندید.

 

                        هزار سار

                        از چشمه سار

                        در پرواز...

                        زن گفت: من شبیه به هیچ کس نیستم

                                                        مرا تعظیم کنید.

                       و سارها خندیدند.

 

                       هزار سال

                       سوار

                       سوار

                       سردار

                       به فتح دژهای امن...

                      زن گفت: من شبیه به هیچ کس نیستم

                                                       مرا تعظیم کنید.

                      و سواران خندیدند.

 

                     هزار رسول

                     با کتاب

                     لا کتاب

                     در تلاوت خورشید...

                     زن گفت: من شبیه به هیچ کس نیستم

                                                      مرا تعظیم کنید.

                    و رسولان خندیدند.

 

                    و زن شبیه به هیچ کس نبود.

                    می نشست

                    کنار پنجره ای که شبیه به هیچ پنجره ای نبود

                    و به فردایی نگاه می کرد

                    که شبیه به هیچ فردایی نبود

                    و خدا را می دید

                    که شبیه به هیچ خدایی نبود

                    خدایی

                    سار بر شانه

                    معجزه سوار

                    کتاب در دست

                    او را تعظیم می کرد

                    زنی را که شبیه به هیچ کس نبود...

 

                   زن می گریست: من شبیه به خودم نیستم

                                                         مرا سجده کنید.

...........................................................................................................................................

...........................................................................................................................................

  نگاه نمی کنم

                    سال هاست

                    به سایه ات

                    آن سوی پنجره.

                    صبح ها

                    تا بیدار شوی از بطالت بی رویایی

                    هم نان خریده ام و

                    هم شیر

                    سر می رود و

                    سرشیر

                    با پنیر

                    و آن وسوسه ی داغ

                    تا برسد بوسه ی آخر

                    وسواس بستن بندهای کتانی ات

                    دیوانه می کند مرا .

                    دستی

                    دست کم

                    بکش به موهایت

                    اگر دست نمی کشی بر سرم،

                   سرم

                   سرم

                   سرت را بدزد وقت رفتن ات

                   درگاه کوتاه است و

                   تو

                   بلند

                   قد من نمی رسد به طاقچه

                   وگرنه

                   می دزدیدم

                   آیینه را

                   از خاطرات مادرم

                   می انداختم اش

                   - می افتادم ات -

                   روی سایه ات

                       آن سوی قاب...

                    سال ها نگاهت نمی کنم.

..........................................................................................................................................

..........................................................................................................................................

     مغرورتر از آنم که عاشقت باشم.

                              تو

                              گریه می کنی

                              اما

                              من

                              خودخواه تر از آنم که بگویم.

                              فقط می گویم:

                              اگر "می خواهی" بمان.

                              وتو می روی.

                              گریان.

                              کوچک تر از آنی که ببخشی

                              خودخواهی ی مرا.

                                                                             ۱۳۷۶  

   از کتاب "سایه ات را قاب می گیرم" 

...........................................................................................................................................

...........................................................................................................................................

نفرین نمی کنم

                                          که آوار کند بر سرت

                                          این همه رنج را

                                          عاشقی که بعد از من

                                          بیفتد

                                          به پایت.

                                          نفرین

                                          نمی کنم

                                          که بیفتی

                                          از تک شاخه ی غرور.

                                          نفرین

                                          نمی کنم

                                          که قحطی ی یاس باشد و مریم و سیب

                                          نفرین

                                          برتو

                                          می کنم

                                          دعایت

                                          که هم یاس باشد و هم سیب باشد و هم مریم  

                                                                                                     و من

                                         ایستاده کنار تخت

                                         و تو یک خواب آسوده نروی

                                        دیگر از پیشم

                                                        نروی...

...........................................................................................................................................

...........................................................................................................................................

اجازه هست

                             دوست تان بدارم

                             بی اجازه

                             بچسبم

                             به مو های تان

                            و بیاویزم

                            از آن دو راه پیچ پیچ سیاه

                            روی شانه های تان ؟

                            اجازه هست

                            شب

                           پیش از بوسه ی  یخی ی ماه

                           شما را صدا کنم

                          به نام

                          و ببخشم

                         آرزوهای پیش از خواب را

                         به دل تان

                        که نیازش نیست

                        انگار

                       هرگز

                       به آن؟

                      اجازه هست

                      بی اجازه

                     صدای تان کنم

                     ناگهان

                     و بپیچم

                    مثل عطرتان

                   میان لای لای نرم نفس ها ی تان

                   پیش از

                   این خواب داغ

                   که نشسته

                   پشت پلک ها ی تان ؟

                                                                                            آذر ۱۳۷۷

...........................................................................................................................................

...........................................................................................................................................

گردآوری ازسایت:

http://www.alirezamotamedi.blogfa.com

یه نگاهی بیاندازید

2 نوشته شده درشنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت1توسطnima |


گوگوش گوگوش گوگوش گوگوش
گوگوش       مانیفست

در تابستان امسال می آید.

 

گوگوش          مهرداد آسمانی

       شهریار   قنبری    مانیفست

2 نوشته شده درجمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت16توسطnima |


شعر های درخواستی

آریا

دل من دست بردار ديگه بسه انتظار

دل ديگه اسمشو تو به ياد من نيار

اون ديگه نمي ياد عمرتو هدر نكن

دل من دل من منو در به در نكن

دل من ديگه بسه اخه اون كه تو مي خواي ديگه نمي ياد

بايد بدوني كه يه روزي دوباره اونكه بياد

اون وقت مي بيني كه اونه ديگه حتي تو رو نميخواد دل من اينجوري اخه تنها مي موني

دل من غم تو واسه من خيلي تلخه

ميدونم تنهايئ اخه تنهايئ سخته

دل من اگه ما عشقو از سر نگيريم

يه روزي منو تو هردو تك و تنها مي ميريم

2 نوشته شده درچهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت16توسطnima |


شعر های درخواستی
یسیاوش قمیشی:

من میگم منو شکستن            چشم فانوسمو بستن

  تو می گی خدا بزرگه ماه و می ده به شب من

من میگم آخه دلم بود             اون که افتاده به خاکه

 تو می گی سرت سلامت آینه ها زلال و پاکه آینه ها زلال و پاکه

اینه که فاصله ها رو نمی شه با گریه پر کرد

یکی مون بهار سر خوش یکی مون پاییز پر درد

من می گم فاصله مرگه بین دستای تو بامن

تو می گی زندگی اینه فاصله عشق تو با مرگ

من می گم حالا بسوزم یا که با غصه بسازم

تو می گی فرقی نداره من که چیزی نمی بازم

من میگم اینجا رو باختی عمری که رفته نمی آد

تو می گی قصه همینه بود تو یه برگی تویه این باد

2 نوشته شده درچهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت15توسطnima |


بخوان
اگه می خوای بری برو از تو دوباره می گذرم نگاه به گریه هام نکن نگاه به خنده هام نکن من از تو بی وفاترم تو اشتباه عمرمی که دیگه تکرار نمی شی ایندفعه دیگه برنگرد تو واسه من یار نمی شی نه غم می خوام نه خاطره فقط بذار رها بشم تو این غریبی نمی خوام مجنون قصه ها بشم از توی قصه هام برو دیگه تو فکر من نباش تموم کن این قائله رو نمک رو زخم من نپاش همیشه بی گناه توئی همیشه تقصیر منه نگاه بی وفای تو همیشه طعنه می زنه بازم دارم می بخشمت این اشتباه آخره گذشتم از گناه تو شاید خدا هم بگذره بازی عشق من و تو دیگه به آخر رسیده...
2 نوشته شده درسه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت19توسطnima |


اهنگ بلاگ

*
*
*
*

این قالب مال خودمه

<